تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - میوه دادن درخت خشكیده‏

میوه دادن درخت خشكیده‏

چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 22 و 21 دقیقه و 54 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 
على بن ابى حمزه مى‏گوید: با امام صادق- علیه السّلام- به حجّ مى‏رفتیم كه زیر درخت خرماى خشكیده‏اى فرود آمدیم. حضرت زیر لب دعایى را زمزمه كرد كه من نفهمیدم. سپس فرمود: اى درخت! از طعامى كه خداوند در تو قرار داده است به ما بخوران.
راوى مى‏گوید: ناگهان متوجّه شدم كه شاخه‏هاى درخت، به سوى امام متمایل شدند، در حالى كه خرماى تازه داشتند. حضرت بسم اللَّه گفت و شروع بخوردن كرد. و ما هم به دستور ایشان خوردیم كه بهترین خرما بود.
عربى بادیه‏نشین، چون این منظره را مشاهده كرد، تعجّب نمود و گفت: تا به امروز، سحرى به این بزرگى ندیده بودم! حضرت فرمود: ما وارثان پیغمبرانیم و در بین ما ساحر و كاهنى پیدا نمى‏شود.
هر وقت از خدا بخواهیم اجابت مى‏كند.
عرب نپذیرفت و باور نكرد! حضرت فرمود: مى‏خواهى از خدا بخواهم تا تو را به صورت سگى در آورده و نزد خانواده‏ات برگردى و مقابل آنها دم بجنبانى؟
عرب كه جاهل بود و نمى‏فهمید، گفت: آرى.
حضرت از خدا خواست تا او را به صورت سگى مسخ كرد. آن سگ به راه افتاد و رفت.
راوى مى‏گوید: امام به من دستور داد كه دنبال او بروم. من نیز رفتم و دیدم وارد منزل شد و در مقابل عیال و اولادش، دم خود را جنبانید. آنها عصا برداشته و او را از خانه بیرون كردند. آنگاه من به حضور حضرت رسیدم و جریان را گزارش كردم. ناگاه متوجّه شدم كه آن سگ برگشت و روبروى حضرت، ایستاد، دمش را مى‏جنباند و اشك مى‏ریخت.
حضرت به او ترحّم كرد، دعا كرد تا خداوند او را به حال اوّل برگرداند. در همان حال خداوند متعال او را به حال اوّل برگرداند.
حضرت از او پرسید: اكنون ایمان آوردى؟
گفت: بلى هزار هزار بار ایمان آوردم‏.

منبع: كشف الغمه، ج 2، ص 199.

آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 22 و 22 دقیقه و 51 ثانیه

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر