تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - جرأت بعضى از اصحاب بر پیامبر (ص)

جرأت بعضى از اصحاب بر پیامبر (ص)

چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 22 و 33 دقیقه و 05 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 
امام صادق- علیه السّلام- فرمود: فلانى و فلانى و عبد الرحمن بن عوف‏ آمدند تا پیامبر اكرم- صلّى اللَّه علیه و آله- را اذیت كنند.
اولى گفت: خدا ابراهیم- علیه السّلام- را خلیل و دوست خود قرار داد با تو چه كار كرد؟! دومى گفت: خدا موسى را كلیم خود قرار داد با تو چه كار كرد؟! عبد الرحمن بن عوف گفت: عیسى بن مریم، مرده را به اذن خدا زنده مى‏كرد، تو چه كار مى‏توانى انجام دهى؟!
حضرت به اولى گفت: «خدا ابراهیم را خلیل خود قرار داد و مرا حبیب خود».
به دومى گفت: «خدا با موسى از پشت پرده سخن مى‏گفت و من عرش خدا را دیدم و با او سخن گفتم».
به سومى گفت: «عیسى بن مریم مرده را به اذن خدا زنده مى‏كرد و اگر بخواهید من مردگان شما را زنده مى‏كنم».
گفتند: «آرى، مى‏خواهیم». و به این خاطر هم در آنجا جمع شده بودند.
پیامبر- صلّى اللَّه علیه و آله- على- علیه السّلام- را طلب كرد. رسول خدا- صلّى اللَّه علیه و آله- به او فرمود: «اینها را به قبرستان ببر» سپس به آنها گفت: «دنبال على- علیه السّلام- بروید». وقتى به وسط قبرستان رسیدند، حضرت سخنانى گفت كه زمین لرزید و دگرگون شد. قلبهاى آنها را وحشت گرفت و ترسیدند و نتوانستند آن را تحمّل كنند.
گفتند: یا على! خدا از تقصیرات تو بگذرد از تقصیر ما بگذر.
حضرت فرمود: پس به سوى خدا برگشتید.
پیامبر اكرم- صلّى اللَّه علیه و آله- كسى را فرستاد و على- علیه السّلام- را برگرداند.

منبع: بحار: 41/ 194، حدیث 5.

آخرین ویرایش: چهارشنبه 8 مهر 1394 ساعت 22 و 40 دقیقه و 09 ثانیه

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر