تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - یکى از معجزات حضرت عیسى علیه السّلام‏

یکى از معجزات حضرت عیسى علیه السّلام‏

جمعه 21 آبان 1395 ساعت 14 و 09 دقیقه و 45 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 

از امام صادق علیه السّلام پرسیدند: آیا عیسى بن مریم کسى را پیش از مرگ آن گونه زنده کرد که خوراک و روزى داشته باشد و عمر دوباره و فرزند بیابد؟ امام علیه السّلام فرمود:

آرى، عیسى علیه السّلام دوستى داشت که به خاطر خدا با او دوستى مى‏کرد. عیسى علیه السّلام با او رفت و آمد داشت و به خانه‏اش مى‏رفت تا آنکه زمانى از او دور شد و سپس به سراغ او رفت تا سلامى به او داشته باشد. هنگامى که به درب منزل خانه رسید مادرش بیرون آمد. عیسى علیه السّلام از حال او پرسید. مادر او در پاسخ گفت که: اى پیامبر خدا! او مرده است. عیسى گفت:

دوست دارى او را دوباره ببینى؟ مادرش گفت: آرى. عیسى علیه السّلام به او فرمود: فردا نزد تو مى‏آیم تا به اذن خدا او را زنده گردانم. چون فرداى آن روز رسید نزد مادرش رفت و به او فرمود: با من نزد قبر او بیا. هر دو به راه افتادند تا به قبر او رسیدند. عیسى علیه السّلام ایستاد و به درگاه خداوند عزّ و جلّ دعا کرد. در این هنگام گور گشوده شد و پسر او زنده بیرون آمد.

پس چون مادرش او را دید و او مادرش را دید هر دو به گریه افتادند. عیسى علیه السّلام دلش به حال آن دو سوخت و لذا به آن مرد فرمود: آیا دوست دارى همراه مادرت در دنیا باقى بمانى؟ آن مرد عرض کرد: با خوراک و روزى و مدّتى معیّن یا بدون خوراک و روزى و مدّتى اندک؟ عیسى علیه السّلام فرمود: با خوراک و روزى و مدّتى معیّن و عمرى بیست ساله که در آن مدّت همسر برگزینى و فرزند بیاورى. عرض کرد: در این صورت، آرى. پس حضرت علیه السّلام آن مرد را به مادرش سپرد و او بیست سال دیگر عمر کرد و ازدواج کرد و همسرش براى او فرزند آورد.

منبع: بهشت كافى / ترجمه روضه كافى، ص: 387


آخرین ویرایش: جمعه 21 آبان 1395 ساعت 14 و 12 دقیقه و 02 ثانیه

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر