تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - برخورد امام باقر (ع) با سارقین

برخورد امام باقر (ع) با سارقین

یکشنبه 9 خرداد 1395 ساعت 23 و 35 دقیقه و 13 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 

عاصم بن ابو حمزه نقل مى كند كه: روزى امام باقر- علیه السّلام- سوار شد تا به یكى از باغهایش برود و من و سلیمان بن خالد، همراه او بودیم. بعد از پیمودن  مقدار كمى از راه، دو مرد در مقابل ما قرار گرفتند. حضرت فرمود: آنها سارق هستند دستگیر كنید. ما هم آنان را گرفتیم و دستهایشان را بستیم.

حضرت رو به سلیمان كرد و فرمود: با این غلام بالاى آن كوه برو، در آنجا غارى را خواهى دید. داخل شو و تا وسط آن برو. هر چه دیدى بردار و آن را به این غلام بده تا بیاورد. آنها مال سارقى هستند كه از دو نفر به سرقت رفته است.

سلیمان با آن غلام به غار رفت و دو صندوق یافت و آنها را بر پشت غلام گذاشت و نزد امام آورد.

امام فرمود: این دو صندوق مال فلان شخص است كه توى شهر مى باشد و یك صندوق دیگر نیز در غار است كه فعلا صاحب آن نیست و بعدا مى آید.

سلیمان رفت و یك صندوق دیگر از یك جاى دیگر غار بیرون آورد. وقتى كه امام- علیه السّلام- به مدینه برگشت، صاحب دو صندوق سرقت شده، نزد والى مدینه از برخى شكایت كرده بود و والى مى خواست آنها را مجازات كند! امام فرمود: این سرقت كار آنها نیست و آنان را مجازات نكن. و صندوقها را به صاحبشان داد. سپس دستور داد تا دست سارقین را قطع كنند. یكى از آنها گفت:

بحق، دست ما را قطع كردى. و خدا را شكر مى كنم كه حدّ و توبه ما به دست فرزند رسول خدا صورت گرفت.

حضرت فرمود: دست تو بیست سال زودتر از تو به بهشت رفت. آن مرد بیست سال زندگى كرد و بعد مرد.

راوى مى گوید: هنوز سه روز نگذشته بود كه صاحب صندوق دیگر نیز حاضر شد و نزد امام باقر- علیه السّلام- آمد.

امام فرمود: مى خواهى بگویم در داخل صندوق چیست؟ هزار دینار مال توست و هزار دینار هم مال كس دیگر است. و تعدادى هم لباس با این خصوصیات در این صندوق است.

آن مرد گفت: اگر بگویى كه صاحب آن هزار دینار كیست؟ و اسمش چیست؟ و كجاست؟ مى فهمم كه تو امام بر حقى و اطاعت تو واجب است.

حضرت فرمود: او محمّد بن عبد الرحمن است، كه شخص صالحى مى باشد و زیاد صدقه مى دهد و زیاد نماز مى خواند. و اكنون نزد در، منتظر توست.

آن مرد كه نصرانى بود، اسلام آورد و شهادتین جارى ساخت و به امامت آن حضرت، اقرار نمود.

 

منبع: بحارالانوار: 46/ 272، حدیث 78.


آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر