تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - شناخت دوستان و دشمنان‏

شناخت دوستان و دشمنان‏

دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 00 و 29 دقیقه و 14 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 

جابر جعفى روایت مى‏كند كه ما حدود پنجاه نفر، خدمت امام باقر- علیه السّلام- نشسته بودیم كه كثیر النواء [كثیر النواء، از یاران مغیره است و قائل بود كه امامت بعد از امام باقر- علیه السّلام- از آن نفس زكیه است. و گمان مى‏كند او زنده مى‏باشد و نمرده است.] - كه از مغیریه بود- وارد شد، پس سلام كرده و نشست. سپس گفت: مغیرة بن عمران، نزد ما در كوفه است و گمان مى‏كند كه با شما فرشته‏اى است كه براى شما كافر را از مؤمن و شیعیان را از دشمنان شما، معرفى مى‏كند.

امام فرمود: شغل تو چیست؟

گفت: گندم مى‏فروشم.

فرمود: دروغ مى‏گویى.

گفت: گاهى اوقات جو نیز مى‏فروشم.

حضرت فرمود: این طور كه مى‏گویى نیست، بلكه تو هسته خرما مى‏فروشى.

كثیر تعجب كرد و پرسید: چه كسى به شما این را گفته است؟

امام فرمود: آن فرشته‏اى كه براى من شیعیانم را از دشمنانم مى‏شناساند، او به من گفته است كه تو دیوانه مى‏شوى و سپس مى‏میرى.

جابر مى‏گوید: وقتى كه خواستیم به كوفه بیاییم، با عدّه‏اى به دنبال كثیر رفتیم و از احوال او پرسیدیم. ما را به سوى پیره زنى راهنمایى كردند. او گفت: سه روز قبل دیوانه شد و مرد.

 

منبع: بحارالانوار: 6/ 250، حدیث 43. كشف الغمه 2/ 143.


آخرین ویرایش: دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت 00 و 29 دقیقه و 47 ثانیه

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر