تبلیغات
اعجاز معصومین علیهم السلام - وصیت یكى از شیعیان‏

وصیت یكى از شیعیان‏

سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت 22 و 45 دقیقه و 42 ثانیهنویسنده : سید علی موسوی

 
بدر؛ غلام احمد بن حسن مى‏گوید: به منطقه «جبل» رفتم و من در آن وقت به امامت قائل نبودم تا اینكه یزید بن عبد الملك (كه یكى از دوستداران امام حسن عسكرى بود) از دنیا رفت. در مرض موتش، وصیت كرد كه اسب، شمشیر و كمربند مرا به امام من بدهید.
لذا من از «اذكوتكین» [یكى از فرماندهان بزرگ، در زمان معتضد عباسى بود.] ترسیدم كه اگر آن چیزها را به او ندهم به من آسیب برساند. از این رو اسب، شمشیر و كمربند را به او سپردم و پیش خود، آنها را هفتصد دینار قیمت كردم اما به كسى چیزى نگفتم. تا اینكه نامه‏اى به این مضمون از طرف عراق به من رسید كه: هفتصد دینار ما را از بابت قیمت اسب، شمشیر و كمربند بفرست.

منبع: كافى: 1/ 522، حدیث 16.

برچسب ها: امام زمان ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 4 خرداد 1395 ساعت 22 و 46 دقیقه و 55 ثانیه

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر